ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

یه اسب کوچولو هدیه من به ویانای نازم

چهارشنبه 6 شهریور 92 (ویانای من 10 ماه و 24 روز داره) سلام ویانای قشنگم  جمعه هفته قبل به  بی بی کیش برای خرید لباس برای شما رفته بودیم که وقتی تو بغلم بودی چشمت به این اسب کوچولو و خوشگل افتاد و شروع به ابس گفتن کردی و خودت رو مدل پیتکو پیتکو تکون میدادی اینقدر ذوق کرده بودی که از فروشنده خواستیم یکی از این اسب ها رو برات بیاره تا سوارش بشی ولی سوار شدن همانا پیاده نشدن همان از اونجایی که شما به اسب خیلی علاقه پیدا کردی و اولین باری بود که به یه اسباب بازی گیر میدادی به بابا سامان گفتم که میخوام این رو برات هدیه بخرم اولش موافق نبود چون این اسب برای 18 ماه به بالاطراحی شده بود ولی اشتیاق زیادت باعث شد که باباس...
6 شهريور 1392

چگونگی شناخت ویاناجونم از دنیای اطرافش ( تقویت هوش نوزاد)

دوشنبه 4 شهریور 92 سلام عروسک قشنگم ویاناجونم  امروز که این پست رو برات مینویسم 10 ماه و 22 روز داری و نسبت به دنیای اطرافت خیلی دقیق شدی و خیلی خوب با محیط  و آدم های دور و برت ارتباط برقرار میکنی  دیگه اجزای صورت و بدن رو تا حدود خیلی زیادی  میشناسی و اسم خیلی از حیوانات رو حتی با اینکه نمی تونی به زبون بیاری و لی بلدی و به محض اینکه اسمشون رو میاریم اگه تصویرش جلوت باشه با انگشت نشون میدی و من و بابا سامان رو غرق لذت میکنی  ویاناجونم این عکس هایی که روی صندلی جلوس شماست یه سری کارت های بن بن بن مقدماتیه و یه سری هم کتاب هایه که ازقبل از به دنیا اومدنت برات خریده بودم و یک سری هم که هروقت ...
4 شهريور 1392

شیوه های تقویت هوش نوزادان(اولین کتاب ویانا)

و ویانای گلم این کتاب ،اولین کتاب آموزشی هستش که من قبل از به دنیا اومدنت برات خریده بودم و از همون هفته ای که وارد 3 ماهگی شدی شروع کردم باهات کار کردن و خدارو شکر شما هم حسابی به صفحاتش توجه میکنی. این کتاب ها براساس توجه نوزادان به رنگ و اشکال هندسی طراحی شده و به نظر من که خیلی جالبن  اگه مامان های گل ، شماهم کتاب های مناسبی برای سن 3 تا 6 ماهگی سراغ دارن ممنون میشم برام کامنت بذارین من قربون اون با دقت نگاه کردنت عسلکم   البته یه DVDآموزشی  هم برات خریدم که تو پست بعدی مینویسم   ...
4 شهريور 1392

تقویت هوش نوزاد

ویانای قشنگم این کتاب های تقویت هوش مربوط به 6 تا 9 ماه هستش که حدودا تو 7 ماه بودی برات خریدم  و دارم تو این ماه ها باهات کار میکنم  هر مجموعه شامل سه کتاب هست : ا- آشنایی با اجزای یک طرح کلی  2- درک شکل های پیچیده  3- قدرت شمارش اشیا   ...
4 شهريور 1392

جشن دندونی ویاناجون با تم رنگ رنگی

دوشنبه 14 مرداد92 جشن دندونی ویاناجون  ویاناجونم بالاخره بعد از حدود دو هفته تلاش برای درست کردن تم جشن دندونیت دوشنبه شب برات جشن دندونی گرفتم یکم طول کشید برای این بود که تمام کارهای طراحی تم جشنت رو خودم با فتوشاپ انجام دادم و بعد باید بیرون پرینت رنگی میگرفتم و خوب از اونجایی که شما هم حسابی شیطون شدی و من دست تنها بودم کمی طول کشید،میز شام و دسر ها رو هم ، همه رو خودم تنهایی درست کردم البته بابا سامان هم خیلی کمک کرد و برای شام هم کباب درست کرد جشن خوبی بود و خوشگل برگزار شد خداروشکر کارت دعوت کارت راهنمای مهمان ها کارت خوش آمدگویی لیبل نوشابه ...
31 مرداد 1392

دست نزن دق

سلام ویانای شیطون من تازگی های عاشق دست زدن به دکوری های خونه شدی البته من زودتر با شما صحبت کردم که اگه به وسایل دست بزنی مامان آنی دَق (البته فقط ژستش رو میام ) و شما هم میای جلوی دکوری ها و اگه بتونی که با سرعت عمل بالا دست میزنی ولی خوب اگر هم فرصت نکنی و من کنارت باشم با احتیاط نزدیک میشی و با شیطنت خودت دستت رو جلو میاری و میگی دَق من میمیرم برات جوجوووووووووووووو   ...
31 مرداد 1392

شیرین کاری های جوجوی کوچولوی من در 10 ماهگی (2)

ویاناجونیم عاشق دالی بازی یا همون  (پیک بو) بازی هستی وقتی هم خاله شیوا برای تمییز کردن خونه میاد دنبالش راه میفتی و با ملحفه ها باهاش دالی بازی میکنی  هرچیزی رو که به دستت برسه می خوای که بخوری تو کثیف کردن لباس ها در عرض چند ثانیه باید بگم دست کم نداری عاشق بیرون ریختن وسایل تو کشو ها و کیف ها هستی      بقیه شیرین کاری هات رو هم در ادامه مطلب گذاشتم ...  دخمل کوچولوی من دیگه برای من گرد گیری میکنه قربونش برم ...
23 مرداد 1392

شیرین کاری های جوجوی کوچولوی من در 10 ماهگی

ویاناجون عروسک خوشگلم جوجوی من  حدودا 10 ماه و نیم داری و روز به روز به شیرین کاریهات و دلبریهات اضافه میشه و من وبابا سامان دیوونه وار عاشقتیم  می دونی اصلا دیگه بدون تو نمیشه زندگی کرد و نفس کشید چه تو خواب و چه بیداری لحظه لحظه فکرمون شده ویانا و از نگاه کردن بهت سیر نمیشیم  عاشقانه دوست دارم دیگه میتونی چند ثانیه روی پاهای کوچولو و خوشگلت وایستی و دست بزنی و بعدش هم تالاپی میخوری زمین   معمولا بچه ها توی روروئک میشینن ولی شما بیشتر دوست داشتی روی رورئک وایستی تا توش بشینی  عاشق آب خوردن با بطری هستی ( اینجاهم مهمون...
23 مرداد 1392

تولد آرشاجون

سه شنبه 15 مرداد  صبح بود که عمو مازیار تماس گرفت و گفت که آرشا کوچولو به دنیا اومد ما هم غروب به خونه مامان خاله آتوسا برای  دیدن آرشا جون رفتیم آرشا جون به جمع ما  خوش اومدی       تولدت هزاران بار مبارک   ...
16 مرداد 1392