ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

1392/3/28 14:19
نویسنده : مامان آنی
716 بازدید
اشتراک گذاری

ویانای گلم فردا دیگه هفت ماهگیت تموم میشه و به سلامتی میری تو 8 ماهگی ، من هم دیگه مثل سابق فرصت هرروز نوشتن وبلاگ رو ندارم چون هم سرکار میرم هم شما ماشاله هزارماشاله روز به روز که بزرگتر میشی شیطون تر و پرکار تر میشی بنابراین  خیلی از اتفاقات رو یکباره در این پست مینویسم

اولین آب هویج خوردن ویاناجونم با  نی در آبمیوه فروشی همراه ما(چون موقع خوردن قطره هات خودت هم قطره چکون رو میک میزنی خیلی زود با نی خوردن رو یادگرفتی جوجوی نازم)

 

ویانا

خدارو شکر خدارو شکر در حال حاضر با غذا خوردنت مشکل ندارم و وعده های غذات رو میخوری بخصوی تخم مرغ و سوپ رو خیلی دوست داری

البته کافیه یک ثانیه غفلت کنم تا چنگ بزنی و همه رو رو ی زمین بریزیمشغول تلفن

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

اینجا می خواستم مدل موهات رو فشنی درست کنم که انگار آناناسی شدنیشخند

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

مروارید های این لباست رو میکردی تو دهنت که مجبور شدم از ترس اینکه جداشون نکنی و یکدفعه نره تو گلوت هر چهارتارو قیچی کنم

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

تازگی ها یاد گرفتی که اگه رو وسط کتاب واک واکو و پیش پیشو بکوبی سوت میزنه

 

این یه حمله دیگه شما به جعبه دستمال کاغذی

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

از وقتی سر کار میرم پدری بیشتر اوقات میاد و شما رو نگه میداره و از اونجایی که شما رو خیلی دوست داره و دلش نمی خواد که گریه کنی مرتب تو خونه بغلت میکنه واین برای شما خیلی خوشاینده ولی وقتی من خونه هستم یکم بهم سخت میگذره چون دیگه مثل سابق با اسباب بازی هات بازی نمی کنی و به dvd خودت هم که brainy baby هستش کمتر توجه میکنی و همچین که از کنارت بلن میشم دنبالم میای و نق میزنینگران من باید یا بغلت کنم و یا کنارت بشینم حتی خوابیدنت هم همینطوری شده که باید کنارت باشم تا هر یک ربع ، ده دقیقه که بیدار میشی پشتت رو آروم بزنم و پیش پیش بگم تا یک یا دو ساعت بخوابیآخ 

رو تختت هم دیگه مثل سابق نمی مونی و بعد از 5 دقیقه میخوای بیای بیرون وگرنه بیا و ببین....

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

این هم اون موش موشی عروسک نمایشی هستش که خیلی دوستش داری

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

این هم اون بالشت فیلی سیسمونیه که جدیدا دمش همش تو دهنت هستش و داری میک میزنی

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

عکس های گریه هات رو هم در ادامه مطلب گذاشتم

96.gif

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

وقتی سیر میشی دیگه دهنت رو سفت میبندی و شوخی هم نداریهیپنوتیزم

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

دیگه خودت با گرفتن لبه وسایل میتونی رو پنچه پاهای خوشگلت بایستی

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

 

دالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

این هم نق زدن الکی برای اومدن تو بغل ( میدونی حتی گریه هات هم قشنگه)

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

خیلی خوب باشه چشم الان بغلت میکنم آخ

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

این هم زمانی که با گریه دنبالم راه میفتی کوچول موچول من

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

الهی که دنیا به کامت باشه عزیزدلم فرشته کوچولوی من

همه اتفاقات 7 ماهگی ویانا

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (7) ارسال نظر
مهسا مامان نورا
12 خرداد 92 16:44
مبارک مبارک 8 ماهگیت مبارک چقدر شیرینی خاله ماشاله با اون شیرین کاریات
فاطمه مامان الينا گلينا
13 خرداد 92 15:12
عزيزم هم گريه هات هم خنده هات هر دو قشنگند.
fattaneh
14 خرداد 92 1:06
الهی که قربونت بشم عکسات همه قشنگن دست ماماآنی هم درد نکنه اینطوری منم حسابی عکساتو میبینم و کیف میکنم .عزیزم حسابی بغلی شدی ها وای وای از دست این مامان آنی که هر روز یک مدل تل به سرت میزنه قرتییه دیگه میخواد تورو هم قرتی بکنه ای جانم هر چی تنت میکنه بهت میاد عروسک من .میبوسمت.
مامان کیان کوچولو
15 خرداد 92 0:58
خوشمل ِ کوچولوی ناز .. دیگه چی بگم آخه ... ؟؟؟؟؟ عزیزم راستی من رمزمو بهتوون دادم ؟
پرهام ومامانش
16 خرداد 92 21:48
فدای تو خانم کوچلو بشممممممممممم اخرین عکستم خیلیییی خوشگلی مثل پرهامم که میخاد یچیزی رو فیتیله کنه نشستیییییییییییییییی
شقایق مامان آرشا
17 خرداد 92 12:23
قربون آبمیوه خوردنت.خدا راشکر که خوب می خوره.خاله گریه نکن بهت نمی یاد
مامان آیلین
19 خرداد 92 10:28
آخی چه جوجوی نازی قربونش قربونش