ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

شب یلدا 1392

1392/10/19 10:30
نویسنده : مامان آنی
744 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ویانای زیبای من

امسال حدود 10 روز قبل از شب یلدا ویروس آنفلانزا افتاد تو خونواده ما و اول از همه عمو پیمان رو مریض کرد و بعد از پدر ی و مامانی ،بابا سامان و من مریض شدیم و از همه بدتر زمانی بود که به تو هم سرایت کرد و حسابی تب کردی طوری که دکتر گفت اگه نتونین تبش رو کنترل کنین باید بیمارستان بستری بشی و من هم گفتم هر طور شده توی خونه تبش رو کنترل میکنم روزی دوبار میردیمت حموم  یکبار باباسامان و یکبار هم من  بعضی وقت ها هم نصف شب  هم که میدیدم پاشوره کردن با پارچه جواب گو نیست بیدارت میکردم مبردمت رو ی  لبه سینک آشپزخونه مینشوندمت و میذاشتم خودت دست ها تو ببری زیر شیر آب و بازی کنی اولش از اینکه بیدارت کردم گریه میکردی و بعد از چند لحظه تو اون اوج خواب و تب چون آب بازی دوست داری شروع میکردی به گفتن کلمه دست و  خودت آب بازی میکردی  و سه شبه خیلی خیلی سخت رو باهم گذروندیم طوری که من اصلا 3 شبانه روز نخوابیدم وخدا رو شکر که روز چهارم نتیجه گرفتیم  ولی خوب روز چهارم دیگه نفهمیدم چی شد که بابا سامان خودم رو برد بیمارستان و البته بعد از کلی آمپول و سرم زدن تا غروب برگشتم خونه

خلاصه اینکه برای شب یلدا خیلی نقشه ها داشتم و میخواستم لباس مدل هندونه ای درست کنم و برات هندونه و لبو تزئین کنم ولی خوب نشد که بشه جوجوو جونم فقط خدارو هزاران بار شکر که شما سلامت شدی ایشاله سال دیگه برات یه سفره شب یلدای خوشگل درست میکنم

این چند تا عکس هم مال شب یلداست که رفتیم خونه پدری

شب یلدای ویانا

شب یلدا ی ویانا

شب یلدا ی ویانا

شب یلدا

شب یلدات مبارک عروسک قشنگhttp://alham.persiangig.com/image/water%20melon/31.gif

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (4) ارسال نظر
مامان روژینا
19 دی 92 12:35
آخی عزیز دلم حالا خدارو شکر که خوب شدیدست مامانی درد نکنه که اینقد واسه دخملمون زحمت کشیدنایشالا شی یلدای ساله دیگه
مامانی ویانا
19 دی 92 14:28
سلام ماشالا چه دخمل خوشگلی دارید اسم دخمل منم ویاناست یعنی میشه ویانای منم اینقدی بشه عزیزم لینکتون کردم
مامان آیلین
19 دی 92 14:31
عزیز دلم خوشحالم که خوب شدی مراقب خودت باش زمستونت گرم گرم خاله
محیا مامان دینا
22 دی 92 14:46
خدا روشکر که زود خوب شدی عزیزم.مامانا همیشه خودشون رو فدای بچه ها میکنن.بزرگ شدی باید قدر مامان خوبت رو خیلی بدونی گلم