ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

15 دی مرکز بهداشت

1392/10/29 6:42
نویسنده : مامان آنی
693 بازدید
اشتراک گذاری

15 دیماه روز یکشنبه

صبح ساعت 9 مجبور شدم بیدارت کنم تا به مرکز بهداشت بریم البته تو 15 ماهگی دیگه واکسن نداشتی و فقط برای چکاپ کردن بهت نوبت داده بودن و چون تازگی ها تا ساعت 11 معمولا میخوابی حسابی شاکی و بد اخلاق شده بودی البته ماریاجون هم با ما بود و کلی کمک حال من شد

این زمان رفتن تو صندلی ماشین بود که جوجوی من اصلا اخلاق پخلاق نداشتکلافه

ویانا یه کوچولوی بامزهویانا یه کوچولوی بامزه

روی ترازو حاضر نبودی بشینی ،پرستار بهت گفت که بیا تاپ بازی وقتی روش نشستی شروع کردی به عباسی گفتن و تکون خوردن و دیگه حاضر نبودی پایین بیای

مرکز بهداشت ویانا

و اما موقع اندازه گیری قد و دور سرت هم که خودت بیا و ببین.....

 

مرکز بهداشت ویانامرکز بهداشت ویانا

و باز هم خدارو شکر همه چی خوب بود و قرار شد تو فروردین برای واکسن 18 ماهگی دوباره به مرکز بهداشت بریم

و بعداز اونجا سه تایی به شهر کتاب رفتیم

نقاشی کردن روی این میز رو دوست داری و هروقت میریم شهر کتاب اونجا میشینی و خط خطی میکنی البته بعضی وقت ها هم از صندلی میفتی زمین

 

ویانا در شهر کتاب

ویانا در شهر کتاب

ویانا در شهر کتاب

 

ویانا در شهر کتاب

جوجوی کوچولوی من بداخلاق هم که بشی بازهم یه عالمه دوست دارممممممممممممم

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (4) ارسال نظر
مهسا مامان نورا
28 دی 92 15:43
جون دلم سالم باشی خاله
بابای ثمین زهرا
30 دی 92 23:07
سلام.وبلاگ زیبایی دارید.من و همسرم هر از چند گاهی به ویانا خانوم یه سری میزنیم.انشالله خدا براتون حفظش کنه. سلام از لطف تون خیلی ممنونم ای کاش آدرس وبلاگ تون رو برام میذاشتید
نيلوفر (مامان پرهام)
1 بهمن 92 12:07
عزيزم ايشالا هميشه سالم و سلامت باشي...وروجك خانوم
مامانی ویانا
1 بهمن 92 18:31
چه متفکرانه نقاشی میکشه قربونش برم