ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

ویانا در خانه کودک و اردیبهشت

1393/2/16 10:25
نویسنده : مامان آنی
1,034 بازدید
اشتراک گذاری

اردیبهشت ماه 1393

سلام جوجوی ناز و خوشگلم

اول هفته گذشته یه روز باهم کلاس مادر و کودک اردیبهشت رفتیم روز خوبی بود و به شما هم حسابی خوش گذشت ولی چون شما ماشاله هزار ماشاله حدود 6 ماهی از سن خودت از نظر رفتاری و صحبت کردن جلو هستی

احساس کردم باید که باید بیشتر وقت بذارم و شما رو در کلاسی که مربوط به دوره سنیه 2 تا 2.5 سال میشه بذارم 

بچه های یک سال و نیم معمولا کلمه ای شروع به صحبت میکنن و خودشون هنوز خوب نمی تونن با قاشق یا چنگال غذا بخورن و یا از نردبون سرسره نمی تونن بالا برن که این کاملا طبیعیه

ولی شما وروجک کوچولوی من در حال حاضر خودت میتونی از نردبون سرسره فقط با یکم کمک بالا بری و با قاشق و چنگال میتونی غذا بخوری و تقریبا مثل بلبل حرف میزنی هم فارسی و هم انگلیسی

البته فارسی رو جمله میگی و انگلیسی رو فقط از کلمات و افعال استفاده میکنی

اینجا شما حاضر شده بودی که باهم بریم

و این هم دسته گلی هستش که بابا سامان روز مادر همراه کادو از طرف شما به من هدیه داد

ویانای کوچولو

از وقتی کیک رو آوردن شروع کردی به ذوق کردن و دور کیک میچرخیدی و میگفتی کیک کیک و منتظر فرصت بودی توش انگشت کنی من هم اینجوریخجالت

خودت نشستی و با چنگال شروع کردی به کیک خوردن

فقط اینجا که میخواستن عکس دسته جمعی بگیرن حاضر نشدی اولش راحت تو اتاق بری و عکس بگیری البته یه عکس در حال بوس دادن خاله هاجر عکاس ازت گرفت که من ندارمشغمگین فکر میکنم دیگه خسته هم شده بودی متفکر

و این هم موقع برگشتن دوتاییمحبت

عاشقتممحبت میمیرم برات محبت

ویانا

محبتبوسمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

پسندها (8)
نظرات (15) ارسال نظر
مامان النا
16 اردیبهشت 93 13:48
سلام مامان ویاناجون چند تا از پستها را با دخمرم نگاه کردیم، معلومه ویانا خیلی شیطونه دخترم فقط می گفت وااااااای مامان ببین چیکار میکنه با افتخار لینک شدین
♥آرزو مامانی مرسانا♥
18 اردیبهشت 93 1:46
سلام عزیزم..ماشالله به دختر نازتون..خانمی شده..قربونش برم..چقدر بزرگ شده...من خیلی وقت بود که نیومده بودم پیش شما..شرمنده ...دیگه بچه داری و هزار داستان خودش.... قربونش برم که اینقدر اکتیو...از چشم بد به دور باشه ..الهی .... مامان آنی جون چند تا سوال دارم...اگه امکان داره...شرمنده ها.... 1. ویانا جون را کجا دکتر میبرید...؟ 2. مگه تو شهر ما هم کارگاه مادر و کودک هست..؟؟؟ کجاست...؟ سلام آرزو جون ممنون که به وبلاگ ویانای من سرزدی و ممنون از این همه ابراز محبتت خدا مرساناجونی شما روهم براتون نگه داره و به سلامت بزرگ بشه نمی دونم وبلاگ دارین یانه چون برای من آدرس وبلاگ نذاشته بودی ؟راستش در مورد دکتر من ویانارو خیلی دکتری نکردم و اگه ببرم دکترحسین مجتبائی و کارگاه مادر و کودک اردیبهشت تو گلسار تازه افتتاح شده
مامان هلیـــــــــــــــــا
21 اردیبهشت 93 13:28
افرین به ویانا جون ک انگلیسی یاد گرفته ماشااله چقدر خانم شده
صبا✿
21 اردیبهشت 93 15:30
عزیزه دلم باهوش خاله جوجوی نازم چقد لباست خوشمله همیشه موفق باشی مامان انی خوشگل ک حسابی برای ویانا جون وقت میزاره
صبا خاله ی ایسا
21 اردیبهشت 93 15:31
نظر قبلیم تو قسمت نام .... خاله ی ایسا پاک شده بود بازم میبوسمت
♥مرجان مامان آران و باران♥
22 اردیبهشت 93 0:09
عزیزم نازیییییییی چقدر بانمکی ماشااالا
نیلوفر (مامان پرهام )
22 اردیبهشت 93 10:04
عززيزم فندوق خانوم روز به روز خوردني تر ميشه.... معلومه از اون وروجكهاست ماماني مگه نه ؟ دختر يه چيز ديگست ايشلا خدا قسمت ما هم بكنه
مامان آنی
پاسخ
ایشاله
مامان هلیـــــــــــــــــا
22 اردیبهشت 93 12:25
برا ویانا جـــــــــــــــــــــــون
مامانی ویانا
23 اردیبهشت 93 14:17
ویانا جون چه ناز و خوردنی شده معلومه که خیلی هم باهوشه قربونش برم دست شما هم درد نکهنه که حسابی داری برای ویانا جون زحمت میکشی مامان خانمی
مامان روژینا
24 اردیبهشت 93 13:37