ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

کارهایی که من به عنوان مادر و نقش مکمل انجام دادم

1393/3/25 8:57
نویسنده : مامان آنی
576 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پرنسس کوچولو و زیبای من ویانای نازم

من و بابا سامان هردو رشته تحصیلیمون مهندسی نرم افزار هستش و من خودم هم تا زمانی که مسافرت هامون رو شروع نکرده بودیم علاقه چندانی به زبان انگلیسی نداشتم و کلاس زبان خاصی هم تا پایان دانشگاه نرفتم  ولی بعداز اولین مسافرتمون بود که احساسم به زبان انگلیسی عوض شد و شروع به مطالعه کردم و بعد از اینکه تعیین سطح دادم یکبار تو ترم 5 و یکبار تو ترم 7 نشستم ولی به خاطر کارم نتونستم آموزشگاهی زبان رو دنبال کنم و خودم تو خونه کم و بیش شروع کردم ولی از همون اول وقتی کوچولو هارو تو مسافرت دیدم تصمیم گرفتم که کاری کنم تا اگه زمانی بچه دار شدم به انگلیسی علاقمند بشه و خیلی زود بتونه صحبت کردن رو شروع کنه تا وقتی باهم مسافرت اومدیم از ارتباط برقرار کردن با بچه های کشور های دیگه که انگلیسی زبان هستن لذت ببره چون تو مسافرت های بعدی خودم از اینکه میتونستم کارهامون رو انجام بدم و تا حدودی صحبت کنم کلی ذوق میکردم و خوشحال بودم و هم اینکه زبان انگلیسی یه زبان بین المللیه که همه جا کاربرد داره و بعد ها هم درکلیه مقاطع تحصیلی هم میتونی از انگلیسی که یاد گرفته  بهره ببره و دیگه براش یه درس سخت به شمار نیاد

این یکی از اسباب بازی های جالبی بود حدود یک سال و یک ماه فکر میکنم داشتی با بابا سامان سه تایی رفته بودیم شهر کتاب اونجا دیدیم و برات خریدیم و وقتی اومدیم خونه شما رو روی پام نشوندم و انگشت کوچولوت رو گرفتم و روی حروفش فشار میدادم بعد ازچند بار که با هم ABC گوش کردیم دیگه خودت میومدی و میگفتی باهم ABC بازی کنیم.(بیشتر این اسباب بازی ها روشون نوشته سه سال به بالا ولی به نظر من بستگی به اون کودک داره و تشخیص درست والدین ، مثلا من بعضی از چیزهایی رو که خریدم و احساس کردم واقعا بری ویانا زوده جمعشون کردم و دیر تر دوباره اونها رو برای بازی آوردم) شعر ABC رو تقریبا تو یک سال و 7 ماهگی حفظ شدی و وقتی داری میخونی به من میگی با من نخون من هم میگم چشششششم

تقویت زبان کودکان

این مجموعه کانگورو هم بعدش برات خریدم یکم باهم باهاش بازی کردیم ولی بعدش احساس کردم چون حروفش کوچیکه و ممکنه من یه لحظه زمانی که خونه هستم حواسم نباشه و یا اگر سرکار هستم دلم پیشت بمونه که خدای نکرده تو دهنت نکنی بنابراین فعلا جمعش کردم تا بعدا برات بیارم ولی خوب یعد نبود با حروف کوچیک ABCD هم آشنا شدی چون تو بعضی از DVD ها با حروف کوچک آموزش میدن

تقویت زبان کودکان

از این کتاب های استیکر دار هم خیلی استفاده کردم به خصوص از الفبای انگلیسی که برداشتم حروف رو روی میز تحریر چسبوندم و باهم دیگه از روش میخوندیم البته هروقت چندتا از حروف رو میچسبوندم

تقویت زبان کودکانتقویت زبان کودکان

از مشلبه سازی هم که خیلی استفاده کردم همش سعی میکردم وسعی میکنم که یادگیریت حالت کتاب و دفتری نباشه و از اشیا و چیزهای طبیعی در کنار فلش کارت و سی دی ها استفاده کنم

مثلا اینجا تو یکی از  DVDها داشتی شونه و فعل شونه کردن رو میدیدی و خودت هم ، هم زمان انجام میدادی (BRUSH) و (COMB) و من هم هم زمان میگفتم :VIANA IS BRUSHING HER HAIR

تقویت زبان کودکانآموزش زبان کودک ویانا

و نمونه های دیگه ......

آموزش زبان کودک ویانا

کتاب های آهن ربایی خیلی جالب و خوبی بودن که خیلی دوسشون داری و باهاشون سرگرم میشی

تقویت زبان کودکان


آموزش زبان کودک ویاناآموزش زبان کودک ویانا

آموزش زبان کودک ویانا

و نمونه های دیگه استفاده از برچسب ها......

آموزش زبان کودک ویاناآموزش زبان کودک ویاناآموزش زبان کودک ویانا

استفاده از برچسب و توپ و اسباب بازی های رنگی تو حموم که برای بازی و آموزش رنگ ها ، بزرگ و کوچک و یه عالمه لغت عالیه

آموزش زبان کودک

آموزش زبان کودک ویاناآموزش زبان کودک ویانا

دیونه وار دوست دارم وبا تمام وجود برای  شاد بودنت و خندیدنت  تلاش میکنم بوسمحبتمحبتبوس

گل زیبای من همیشه بخندبوس

دنباله این مطالب در پست بعدی...................

پسندها (1)
نظرات (2) ارسال نظر
خاله مرجان
28 تیر 93 20:31
سلام عزیزم آفرین به مامان خوب وباپشتکارت همیشه موفق باشی می بوسمت
مامان آوا
26 مرداد 93 10:28
سلام مامانی یه سوال متوجه شدم که کارمند هستی چجوری هم به کارت می رسی هم به کار خونه هم برای ویانا جون اینقدر وقت می زاری؟ من که به کارای خونه هم نمی رسم چه برسه به دختر کوچولوم.
مامان آنی
پاسخ
سلام گلم والا چه عرض کنم بعضی وقت ها اصلا متوجه زمان نمیشم من هم خیلی وقت ها زمان برای انجام خیلی از کارهای شخصی کم میارم و .....ودرنهایت فکر میکنم که این چند سال اولیه ویانا به زودی تموم میشه و وارد مراحلی میشه که دیگه باید بره مدرسه و از زمان باهم بودم ما هم حیلی کم میشه و بیشتر وقتش رو دور از من باید بگذرونه پس زمان حالا رو من بیشتر به با اون بودن اختصاص دادم ولی خیلی ممنونم از اینکه وبلاگ من رو خوندی و با این حرفت بهم انرژی مثبت دادی که حداقل این زمانی رو که براش گذاشتم از دید یه مادر باارزشه