ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

دلنوشته پدری برای ویاناکوچولو

1394/3/25 11:55
نویسنده : مامان آنی
452 بازدید
اشتراک گذاری

ویانا جان ، سلام 
همانگونه که بارها گفته ام ، وقتی از من جدا میشوی ، ساعتها بغض گلویم را میفشارد . 
نوه عزیزم ، ما آدمها وقتیکه پیش هم هستیم ، یکدیگر را نمیفهمیم ، الا زمانیکه از هم دور بشویم . آن وقت است که به یاد هم میافتیم . اما در مورد تو موضوع فرق میکند ، وقتیکه پیش من هستی ، نگرانی من برای لحظه ای است که از من دور میشوی ، دلم برایت تنگ میشود . زود برگرد . از مامان آنی بخواه که نوشته های مرا در سایت تو برایت بخواند . 

قربان تو نوه عزیز : پدری 
1394/03/12

پسندها (2)
نظرات (0) ارسال نظر