ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

تزیینات ساده پوره سیب زمینی برای ویانا کوچولوی خودم

عروسک کوچولو ی من یکی از غذاهایی که من به عنوان عصرونه برات بعضی از روزها درست میکنم پوره سیب زمینی هستش که تا زمانی که پسته ویا مغز های شور نشده خام رو خالی نمی تونستی بخوری اونها رو هم مولینکس میکردم و توش میریختم و  بعد از یه تزئین کوچولو و خوشدل و ساده به شما میدادم دوووووووست دارم عروسک کوچولووووی من   ...
29 مرداد 1393

اولین گلی که ویانا کوچولوی من با دست های خودش کاشت

تیر و مرداد 1393 سلام ویانای کوچولوی من یک روز تو این کلاس های مادر و کودک قرار شد ما یه گلدون سفالی براتون ببریم تا توش شما کوچولوها گل بکارین ولی خوب بعضی وقت ها یه چیز کوچولو رو نمیشه هرجایی پیدا کرد و خرید .... با شما کوچولوی شیطون هم که نمیشه پیاده جایی رفت و خرید کرد ...خلاصه یه شب قبل از کلاس سفالت با بابا سامان رفتیم اون خیابونی که توش سفال میفروشن وای .... چه خبر بود ...تمام خیابون رو کنده بود نمیدونم برا ی شرکت آب بود ...گاز بود ....خلاصه اینکه با چه مکافاتی سه تایی رفتیم و برات سفال خریدیم ولی وقتی فرداش توش گل کاشتی و گلدونش رو رنگ کردی احساس کردم ارزش اون زحمت رو برای خریدن داشت چون واقعا تو خونه ...
11 مرداد 1393

فعالیت ها یی که ویانا تو کلاس هنر و خلاقیت گنبد کبود انجام داده

خرداد و تیر 93 سلام کوچولوی شیطون و شیرین و وروجک و دوست داشتنی من کوچولوی خوردنی که روز به روز شیرین زبون تر و عاقل تر و بانمک تر میشی و من عاشقانه نظاره گر بزرگ شدنت هستم این عکس ها یه سری از کارهایی رو که تو کلاس های مادر و کودک تو حوزه هنری گنبد کبود در کنار هم انجام میدیم رو نشون میده البته از همه کلاس ها و کارهات نمی تونم عکس بگیرم چون واقعا با این کارهایی که تو عکس مشخصه حسابی خراب کاری داره نمیشه دوربین یا موبایل بدست گرفت درست کردن خمیر با آرد و آب و کمی نمک دقیقا قیافه من هم از بالا تا پایین شبیه خودت بود   ویانا کوچولو و یکی از دوست های کوچولوش روژان جونی ...
8 مرداد 1393

چندتا عکس جا مونده از زمستان 92

سلام گل ناز من این چندتا عکس خوشگل مربوط به زمستون 92 هستش که دلم نیومد برات نذارم این چادر نماز زو مامان ماهرخ از مشهد برات خرید این هم یه سری از لوس بازیهات بود قبل از بیرون رفتن اولین باری که باهم با رنگ انگشتی نقاشی کردیم دوووووووست دارم کوچول موچول من ...
4 مرداد 1393

کارهایی که من به عنوان مادر و نقش مکمل انجام دادم

سلام پرنسس کوچولو و زیبای من ویانای نازم من و بابا سامان هردو رشته تحصیلیمون مهندسی نرم افزار هستش و من خودم هم تا زمانی که مسافرت هامون رو شروع نکرده بودیم علاقه چندانی به زبان انگلیسی نداشتم و کلاس زبان خاصی هم تا پایان دانشگاه نرفتم  ولی بعداز اولین مسافرتمون بود که احساسم به زبان انگلیسی عوض شد و شروع به مطالعه کردم و بعد از اینکه تعیین سطح دادم یکبار تو ترم 5 و یکبار تو ترم 7 نشستم ولی به خاطر کارم نتونستم آموزشگاهی زبان رو دنبال کنم و خودم تو خونه کم و بیش شروع کردم ولی از همون اول وقتی کوچولو هارو تو مسافرت دیدم تصمیم گرفتم که کاری کنم تا اگه زمانی بچه دار شدم به انگلیسی علاقمند بشه و خیلی زود بتونه صحبت کردن رو شروع ...
25 خرداد 1393

CD , DVD هایی که ازشون استفاده کردم(1)

سلام ویانای عروسکم تو این پست برات اسم CD و DVD هایی رو که از 6 ماهگی برات گذاشتم مینویسم تا زمانی که بزرگ شدی و به قول خودت که میگی : بزرگ شدی خانوم شدی (و من عاشق این جمله ات هستم )  بدونی از کی و چه زمانی شروع کردی و هم اگه مامان و بابایی خواستن کوچولوشون مثل شما دو زبانه بزرگ بشه از این DVD ها استفاده کنن به امید موفقیت همه کوچولوهای ایران زمین البته اسم بعضی از این مجموعه هارو در پست های تقویت هوش نوزاد نوشتم چون علاوه بر آموزش زبان انگلیسی در هوش نوزاد هم تاثیر به سزایی دارن اولین DVD ها دو تا مجموعه B RAINY BABY , BABY BRIGHT بود که از 6 ماهگی برات مرتب گذاشتم در واقع تلویزیون دیگ...
24 خرداد 1393

دو زبانه شدن ویانای من به انگلیسی و فارسی (1)

  زمان طلایی چیست؟ آموزش از هنگام تولد آغاز می‌شود. "ماریا مونتسوری" بهترین زمان برای یادگیری زبان از هفتمین ماه عمر جنین تا 6 سالگی است. به این معنا که برای یادگیری زبان های دوم و سوم و ... در این زمان، مغز کودک توانایی یادگیری آنها را همانند زبان مادری دارد. به شرط آن که آموزش زبان های دوم و سوم با "استفاده از زبان مادری" صورت نگیرد. و آنها هم دقیقا با همان "روش یادگیری زبان مادری" باشد . سوال مهم: آیا با یادگیری همزمان دو یا چند زبان، کودکم دچار تداخل زبانی نمی شود؟ ممکن است تداخل زبانی به وجود بیاید، یا اصطلاحا کودک زبانها را با...
20 خرداد 1393

اولین فیلم کوتاه از ویانا در 19 ماهگی

ویاناجونم الان که دارم برات این فیلم رو تو وبلاگت آپلود میکنم نیمه شب هستش و اولین فیلمیه که تو وبلاگت دارم میذارم آخه ماشالاه هزار ماشالاه تو روز که به من اجازه نفس کشیدن نمیدی و همین جور یه ریز خرده فرمایش داری و مامان آنی مامان آنی صدا میکنی ولی خوب عاشقتم کوچولوی من عاشق حرف زدنت عاشق دیدن بزرگ شدنت دیگه یاد گرفتی تا یه کار بد میکنی در واقع یه خرابکاری میکنی و میبینی که من ناراحت شدم  سریع میای و بوسم میکنی و میگی ببخشید خدارو هزار بار شاکرم که دخمل کوچولو و فهمیده ای مثل تو به من داد   http://www.aparat.com/v/Wa4c3 ...
17 خرداد 1393

ویانا کوچولو آشپزی میکند

سلام ویانای کوچولوی من که به قول خودت میگی دیگه بزرگ شدی خانوم شدی دیگه تصمیم گرفتم کم کم آشپزی کردن رو باهم دیگه تجربه کنیم و این هم اولین تجربه شما تو آشپزی البته من اولین باری نیست که برات سیب زمینی سرخ شده رو قالب میزنم ولی این اولین باریه که شما داری بامن آشپزی میکنی و وای که چه لذتی داره عروسک کوچولوی من مخصوصا با اون پستونکی که تو دهن داری نوش جونت قشنگم این درسته که شما خوردنی هستی ولی قرار نیست ما تورو راست راستی بخوریم دوووووووووووست داررررررررررم&...
13 خرداد 1393

عکس هایی از تعطیلاتنوروز93

سلام کوچولوی ناز من این هم یه سری از عکس های تعطیلات نوروز اینجا نمایش آبی شیردریایی تو نمک آبرود که هم یه شیر دریایی کوچیک داشتن و هم یه بزرگ به اسم بوریس و شما هم بادقت به کارهای اونها نگاه میکردی و حسابی خوشت اومده بود جالب اینجاست که از الان رانندگی دوست داری فکر میکنم به خاطر اینه که باهم زیاد بیرون رفتیم و از الان دوست داری همه کارهای من رو انجام بدی جالب اینجاست که خودت هم از کلمه دوست داری زیاد استفاده میکنی البته از سوم شخص مفرد مثلا وقتی بابا سامان از سر کار میاد خونه تند تند میری جلوی در و بهش میگی: دوست داره بره بیرون ...
12 خرداد 1393