ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

عکس هایی ار اتفاقات زمستون 94

عاشق لباس السا تو کارت.ن فروزن شدی و من هم دیوانه وار عاشق تو این نی نی خوشگل دختر خاله ماریا ست که 15 بهمن به دنیا اومده و ما عاشقش شدیم و ویانا قبل از اینکه به دنیا بیاد خودش رو سیتر اون معرفی کرده و به همه میگه که من سیتر دایانا هستم دایانا کوجولو به جمع ما خوش اومدی میمییییییییرم برات جوجوووووی ناز من ...
12 فروردين 1395

خلاصه روزهای ویاناکوچولوی من در پاییز وزمستان 94

سلام به روی ماه ویانای کوچولو و ریبای من   ویانای کوچولوی من از سه سالگی به بعد دیگه عاشق نقاشی شده بودی و من هم شمارو به آموزشگاه فواره نقره ای که شقایق جون که فوق لیسانس نقاشی داره  اونجا تدریس میکنه بردم و خداروشکر که خیلی با علاقه و اشتیاق به کلاس میری آرزو میکنم از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری عروسک کوچولوی من این نقاشی های ناشیانه هم کارهای من با ماژیک مخصوص صورت شماست که اولین تجربه من بودالبته ناگفته نمونه که شما هم همش تکون میخوری یک روز در قصر بازی با دوستت آریاناجون و بچه های نارتی تی تقریبا همیشه سعی میکنم غذاهات تزیین شده باشه ولی تریین...
11 بهمن 1394

تولد سه سالگی ویانا کوچولوی من با تم پروانه

سلام شاپرک زیبا و کوچولوی زندگی من  ویانای گلم امسال سومین سالروز تولدت رو و  با هم جشن گرفتیم و من خدا رو بی نهایت سپاسگذارم که تو فرشته کوچولو رو در آغوش من گذاشت امسال به خواسته خودت که دوست داشتی ملکه پروانه ها باشی تم تولدت رو پروانه انتخاب کردی و دامن و تاج و بالی رو که باهم تو ترکیه خریدیم رو پوشیدی و خداروشکر که حسابی راضی و شاد بودی امسال سه بار برای تولدت کیک خریدیم و جشن گرفتیم یکبار در همون شب تولد 12 مهر 1394 که شمع فوت کردی و یه جشن کوچیک داشتیم و یکبار هم تو همون هفته در نار تی تی با دوستهای کوچولوت و مربیای دوست داشتنیت  و یکبار هم دوهفته بعد با بزرگترها...
15 دی 1394
1