ویانا کوچولو در جشن سالگرد ازدواج خاله ماریا

ویانا جوجوی زندگی ما

خاطرات ما و جوجوی ما(ویانا)

куколкакуколкакуколкакуколкакуколкакуколкакуколкакуколкакуколка       

          

 

آتلیه عکس کودک ویاناجونیییی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تولد با تم مینی موس در 2 سالگی ویانا کوچولو

 

 

 

 

 

تولد با تم مینی موس در 2 سالگی ویانا کوچولو

تم تولد پروانه ای برای ویانا کوچولو

تم تولد پرنسس صوفیا در جشن تولد ویانا PRINCCES SOFIA

 

     از تو گلخونه دنیا                          میون تک تک گلها

قسمت ماهم در این بود                  ویاناتو شدی گل ما

 

نوشته شده در سه شنبه 23 شهريور 1395ساعت 9:03 توسط مامان آنی

سلام به ویانای کوچولو و ملوس من 

در اوایل سال 94 قرار شد یه روزی برای جشن سالگرد خاله ماریا و عمو عباس  در اردیبهشت انتخاب بشه و اون روز شد 17 اردیبهش. و ار اونجایی که هردوشون برای ما خیلی عزیز و دوست داشتنی هستن و من با تمام وجود دوست داشتم جشن شون زیبا برگزار بشه بنابراین تمام تلاشم رو کردم ولی خوب همیشه شرایط اون جوری که آدم دلش میخواد پیش  نمیره 

از 14 فروردین شما مریض شدی و خیلی سخت خوب شدی و قتی حسابی ضعیف شده بودی آبله مرغان هم گرفتی و تا اینجا باز خداروشکر به خیری گذشت اما دقیقا تو همون هفته ای که قرار شد جشن باشه بابا سامان هم آبله مرغان از شما گرفت و اون هم چقدر سخت و وحشتناک 

حالا بیا اوضاع و حال و احوال من رو ببین که خودم هم خسته و ضعیف شده بودم بعد از این مریض داریها و همرمان سرکار رفتن البته یکی دوهفته مرخصی هم گرفتم ولی مریضی باباسامان تو اون شرایط دیگه وحشتناک بود بخصوص که من هم داشتم برای دیزاین و دکور سالن فکر میکردم و هم خودم قبول کرده بودم که هفت تا هشت تا دسر رنگ رنگی درست کنم و این ها چیزی نبود در قبال همدلی ها و همکاریهایی که ماریا جون برای جشن های تولد شما برام انجام داده بود 

ولی خوب خدارو هزاربارشکر ایده هایی که هم جالب و ریبا باشن و هم همسلیقه ماریاجون و عموعباس  با سرچ کردن تو اینترنت و تصورات خودم از مکان جشن و همفکری با بقیه  یکی یکی پشت سرهم میومدن و کارها درست و مرتب انجام میشدن  و بازهم خداروشکر جشن خاله ماریا فوق الهاده شیک و ریبا شده بود و همه مهمون ها از بودن در جشن لذت بردن 

خاله ماریا جون و عمو عباس عزیز براتون آرزوی خوشبختی و سعادت داریممحبت

شب جشن هم پدری و مامان ماهرخ به دادم رسیدن و من تونستم تو جشن همراه شما حضور داشته باشم

اون شب تو خودت هم یه عروس تک و لوس و مامانی شده بودی محبت

عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتم عروسک زیبا و ملووووووووووووس مامان آنیمحبتبوس

لباس دخترونه عروس و تم بنفش

تم بنفش و لباس عروس دخترونهتم بنفش و لباس عروس دخترونه

 

تم بنفش و لباس عروس دخترونه

از اونجایی که قرار شد عمو عباس پرده بنفش برای اون واحد برای جشن بزنه من و خاله ماریا که برای کرایه صندلی رفته بودیم رنگ صندلی هارو بنفش انتخاب کردیم و ار اونجا بود که دیکه کم کم ایده های جدید تو ذهن من شکل میگرفت و زود با خاله ماریا در جریان میذاشتم و بعد از کلی مشورت خلاصه تونستیم دیراین شیکی داشته باشیم ولی من نتونستم با شرایطی که داشتم عکس های خیلی خوبی بگیرم اما این عکس ها کم میتونن تا حدی گویای جشن باشن

قبل از جشن (دیراین دیوار پشت صندلی عروس و داماد)

تم قلب و تم بنفش

دیزاین بالای شومینه

تم بنفش و لباس عروس دخترونه

میز اردو که کار خودمه البته با کمک بقیه و کیک جشن که با فوندانت هستش  و یه یک آشپز ماهر داده شده بود اون پروانه ها روبرای هماهنگی سفارش دادیم و جام هایی که روی همه اون ها پروانه و ربان خورده بود

تم بنفش و لباس عروس دخترونهتم بنفش و لباس عروس دخترونه

دسر ها و ژله هایی که من درست کردم 

برای شام هم یک آشپز ماهر آورده بودن که شام فوق العاده خوشمزه و مفصلی درست کرده بود و سه تا موس هم بیرون سفارش داده بودن و بقیه پودینگ ها و ژله بستنی ها رو من درست کرده بودم

اینجا تو آشپزخونه در حال برگردوندن ژله ها بودم

تم بنفش و لباس عروس دخترونه

تریین ژله و دسر

تم بنفش و لباس عروس دخترونه

تریین ژله و دسر

تریین ژله و دسر

تریین ژله و دسرتریین ژله و دسر

نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد 1394ساعت 17:58 توسط مامان آنی |